دانش تصویر انتخابات حسن روحانی رئیس جمهور

دانش: تصویر انتخابات حسن روحانی رئیس جمهور رییس جمهور ریاست جمهوری ستاد انتخابات انتخابات ریاست جمهوری

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی احمدي‌نژاد يك‌شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

گزینش هليكوپتري مسكن مهر پرديس بدون حتي يك ورق كاغذ براي بررسي طرح آن را به راحتي نمي توان فراموش كرد؛ همان چيزي كه وقتي عباس آخوندي، وزير راه وشهرسازي، آن را

احمدي‌نژاد يك‌شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

احمدي نژاد يك شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

عبارات مهم : پروژه

گزینش هليكوپتري مسكن مهر پرديس بدون حتي يك ورق كاغذ براي بررسي طرح آن را به راحتي نمي توان فراموش كرد؛ همان چيزي كه وقتي عباس آخوندي، وزير راه وشهرسازي، آن را براي نخستين بار علني كرد، منتقدان نتوانستند آن را رد كنند. در بررسي اين طرح، هرچند با هدفي درست در دستور كار قرار گرفت، ولی چگونگي اجرائي كردن آن، چيزي جز تخريب اقتصاد و همان مسكن هايي كه قرار بود سرپناهي براي مردم محروم باشد، نبود. ناصر ذاكري، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، در نشستي با عنوان «تأملي نقادانه در برنامه مسكن مهر» در يكي از نشست هاي مؤسسه دين و اقتصاد، به بررسي اين طرح پرداخت. طرحي كه او در ١٣ بند به آن پرداخت، در اغلب موارد، نمره منفي گرفت.

احمدي‌نژاد يك‌شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

حال آنكه در يكي از موارد منفي، او به طرح اوليه مسكن مهر اشاره مي كند و مي گويد: «حجمي كه براي مسكن مهر پيشنهاد شده است بود در حد ٢٠ هزار واحد مسكوني در سال بود… ولي در همان جلسه ظاهرا با تصميم رئيس دولت نهم، آقاي احمدي نژاد، اين عدد ٧٥ برابر مي شود و ايشان مي گويد ١,٥ ميليون واحد ساخته شود…». اين علاوه بر بار مالي سنگيني است كه به خاطر مسكن مهر بر كشور تحميل و بانك مركزي با چاپ بدون اعتبار پول، براي تكميل اين طرح به اجبار وارد گود شد و حاصلش چيزي نبود جز تورم ٤٠درصدي براي كشور كه بار آن، بر شانه هاي مردمي كه ديگر از روزبه روز گران شدن اقلام، به تنگ آمده بودند، سنگيني كرد. اينجاست كه بايد نسبت به شعارها و وعده هاي انتخاباتي برخي كانديداهاي رياست جمهوري براي افزودن بار مالي جديد براي مسكن، با نام «مسكن كرامت» هشدار داد و دلواپس بود از آنكه روزي، اين شانه ها ديگر تاب نياورد و مردم، كمر خم كنند. اين شيوه عملي است كه به گفته ذاكري، مي توان آن را نوعي نذري نگاه كردن، ناميد.

ايده مسکن مهر به علت قیمت تمام شده است بالا

گزینش هليكوپتري مسكن مهر پرديس بدون حتي يك ورق كاغذ براي بررسي طرح آن را به راحتي نمي توان فراموش كرد؛ همان چيزي كه وقتي عباس آخوندي، وزير راه وشهرسازي، آن را

ایده مهم مسکن مهر که نقطه شروع این برنامه بزرگ و پرحجم و پرهزینه بود، این بود که قیمت تمام شده است مسکن در کشور بالاست. به طور طبیعی بسیاری از خانوارهای کم درآمد و حتی اقشار میانگین هم توان تأمین مسکن را با آن قیمت اوج نداشتند. نتیجه این است که باید دولت وارد عمل شده است و مسکن ارزان قیمت جهت کسانی که توانایی خرید مسکن در شرایط موجود را ندارند تهیه و ارائه کند.

احمدی نژاد، واحدهای مسکن مهر را ٧٥برابر کرد

اولین بار که این طرح مطرح شد، مصوبه ای تهیه شده است و به مدیر دولت نهم در سال ٨٦ ارائه می شود. حجمی که جهت این کار پیشنهاد شده است بود در حد ٢٠ هزار واحد مسکونی در سال بود. با توجه به ظرفیتی که تیم کارشناسی آن وقت دیده بود که شاید این اندازه معقول بود، ولی در همان جلسه ظاهرا با تصمیم مدیر دولت نهم، آقای احمدی نژاد، این عدد ٧٥ برابر می شود. تعبیر معروف شاعر بزرگوارمان که می فرماید: «پی مصلحت مجلس آراستند، نشستند و گفتند و برخاستند». اینجا اصلا بحث به نشستن و برخاستن نرسید؛ آن قدر که سریع اتفاق افتاد. یک جا مطرح می شود که می خواهیم ٢٠ هزار واحد مسکن بسازیم. ایشان می گوید ١,٥ میلیون واحد ساخته شود. این توصیه نشان دهنده آن است که تا چه میزان تشتت در این برنامه وجود داشته و فرایند تصمیم گیری در این کار، درست طی نشده بود.

٣٠٠ هزار واحد مسکونی، اختلاف آمار دو دولت

احمدي‌نژاد يك‌شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

در آخر دولت دهم (تابستان ٩٢) به گونه ای که مسئولان دولت تازه مطرح کردند، جمعا ٧٠٠ هزار واحد تا آن وقت مسکن تحویل متقاضیان شده است بود، درحالی که بنا بود ١,٥ میلیون در سال تحویل مردم داده شود، ولی با وقفه ای سه ساله چنین نشد. البته در پاسخ به این قضیه وزیر وقت راه و شهرسازی، آقای نیکزاد، اعلام کردند یک میلیون واحد تحویل دادیم. این هم توصیه جالبی است که حتی در رابطه با چنین برنامه بزرگی نمی توانیم تصویر روشن آماری ای ارائه کنیم که جای بحثی نداشته باشد. دولت قبلی می گوید یک میلیون واحد تحویل دادیم، دولت تازه می گوید ٧٠٠ هزار واحد تحویل شده است و این دعوا هنوز هم حل نشده هست؛ بخشی به خاطر پرسشها آماری هست، بخشی به خاطر تحریم ها؛ به عنوان نمونه اینکه مسکن ساخته، افتتاح، تحویل داده و سند زده شده، هرکدام از اینها ممکن است اعداد متفاوتی داشته باشد، ولی همه اینها به این معناست که ما برنامه ای به این عظمت در کشور شروع کردیم، درحالی که یک نگاه جامع مبتنی بر آمار و اطلاعات در این زمینه نداریم.

در بررسی اینکه مسکن مهر تا چه اندازه با فضای کارشناسی در ارتباط بوده باید چند مورد را بررسی کرد. نخستین مسئله که به نظرم در برنامه جامع مسکن باید به آن توجه می شد، «نیازسنجی و تعیین میزان واقعی کمبود در سال های آینده» هست. این مسئله در مورد هر کالایی می تواند مطرح شود اعم از اینکه مسکن باشد یا حتی میوه شب عید. به طور طبیعی باید به عنوان یک برنامه بلندمدت توجه کنیم که رشد جمعیت چقدر هست، ابعاد خانوار در طول به عنوان نمونه ١٠ یا ٢٠ سال آینده در چه مسیری حرکت می کند و درمجموع تقاضای بالقوه جهت مسکن، تعداد خانوارها و تعداد متقاضیان در چه مسیری پیش خواهد رفت و در قدم بعدی نگاه خواهیم کرد که کمبودمان چقدر هست. قدم سوم این است که حجم بافت فرسوده که همین الان باید به خاطر پرسشها و ناامنی، تخریب شود که از حیز انتفاع خارج و مستهلک شده است و حجم بافت فرسوده که باید جایگزین شود چقدر هست، ولی در این طرح نسنجیده و بدون اعتنا به شاخص های کلان کشور طرح و برنامه ریزی می شود.

گزینش هليكوپتري مسكن مهر پرديس بدون حتي يك ورق كاغذ براي بررسي طرح آن را به راحتي نمي توان فراموش كرد؛ همان چيزي كه وقتي عباس آخوندي، وزير راه وشهرسازي، آن را

نکته دوم توجه به ناهمگونی جمعیت و مهاجرت در کشور هست. جمعیت ما به صورت بسیار ناهمگون در کشور توزیع شده؛ به عنوان نمونه در استان پایتخت کشور عزیزمان ایران تراکم جمعیتمان تقریبا هزار نفر در کیلومترمربع هست. در استان سمنان تراکم جمعیت هفت نفر هست. در مسکن مهر به این توصیه توجه نشده که آیا الگوی تراکم جمعیتی که به صورت ناهمگون در جامعه شکل گرفته را به همین صورت ادامه دهیم یا خیر. در هر شهری به مقامات مسئول منطقه مسئولیتی داده شده است که در بیرون شهر در جایی مناسب زمینی از منابع ملی پیدا و این پروژه را شروع کنند. قاعدتا هر شهرستانی که قدرت لابی بیشتری داشته و امکانات بیشتری در اختیار داشته، کلنگ بیشتری زده و پروژه های بیشتری را زخمی کرده و به تیم بعدی تحویل داده است.

نکته سوم توجه به اصلاح الگوی مصرف مسکن با توجه به الزامات درآمدی، اجتماعی و فرهنگی هست. بسیاری از واحدهای مسکونی کوچکی که ساخته شده است به خاطر دیوارهای نازک و شرایط خاصی که دارند حریم شخصی و امن خانواده را رعایت نمی کنند.نکته چهارم اصلاح دسترسی ها و زیرساخت های شهری هست. در قالب برنامه جامع و بلندمدت مسکن قاعدتا فقط اینکه مسکن بسازیم و تعداد مسکن های ارائه شده است زیاد باشد و افراد سرپناه داشته باشند، کفایت نمی کند و ممکن است به معنای رفاه نباشد.

احمدي‌نژاد يك‌شبه مسكن مهر را ٧٥ برابر كرد

نمره منفی مسکن مهر در دسترسی و عمر مفید

مسکن بخشی از خدمات شهری و رفاهی است که زندگی را جهت مجموعه ای از شهروندان فراهم می کند. در این باره هیچ توجهی نشده بود و زیرساخت های مورد نیاز فراهم نشده؛ حتی به شبکه آب، برق و فاضلاب هم توجه نشده. فقط اینکه مسکن به سرعت ساخته شده است و افتتاح شود، مدنظر قرار گرفته است.

اینجا می توان گفت باید به این برنامه نمره منفی بدهیم. توصیه پنجم که به عنوان مسئله ای کلیدی جهت برنامه جامع مسکن اهمیت دارد، این است که در قالب سیاستی که برنامه مسکن جهت ١٠ یا ٢٠ سال مطرح می شود، باید میانگین عمر بافایده ساختمان ها در کشور زیاد کردن پیدا کند. به عبارتی اگر بخواهیم برنامه ای را ارزیابی کنیم، باید ببینیم آیا این برنامه موفق شده است عمر بافایده ساختمان ها را در کشور زیاد کردن دهد یا نه؟ صرف اینکه تعداد واحدهای مسکن به حدی زیاد شده است که الان متقاضی ندارد، کفایت نمی کند. توصیه مهم تر این است که باید عمر بافایده ساختمان ها اوج برود. آنچه اعلام شده است بود این بود که در جامعه ما عمر بافایده ساختمان ها ٣٠ سال و البته الان کمتر شده است هست. در اواسط دهه ٨٠ عمر بافایده ساختمان در کشورهای اروپایی ٧٠ سال بود. به عبارتی آنها هر سال ١,٥ درصد دارایی های ساختمانی ارزش مستهلک می شد و ما ٣.٣ درصد. این، هزینه استهلاکی است که به مصرف کنندگان و کل جامعه تحمیل می شود. در نظر بگیرید در کشور ظرفیت ساخت هر سال یک میلیون واحد داشته باشیم، حدود ٢٢ واحد مسکونی داریم، فرضا اگر ٢٠ میلیون واحد مسکونی با عمر بافایده ٢٥ساله داشته باشیم، به این معناست که هر سال، چهار درصد این ٢٠ میلیون، یعنی ٨٠٠ هزار واحد مستهلک می شود.

اگر بتوانیم یک میلیون واحد مسکونی بسازیم، ٨٠٠ هزار واحد جایگزین بافت های فرسوده و فقط ٢٠٠ هزار واحد ظرفیت سازی می شود. ولی اگر بتوانیم همین ٢٥ سال را به ٣٣ سال برسانیم (با اجرای یک سری سیاست هاي پروژه های ساختمانی، نظارت بهتر و مدیریت مناسب، عمر بافایده ساختمان ها را زیاد کردن دهیم) میزان استهلاک ساختمانمان به سه درصد می رسد؛ یعنی هر سال ٦٠٠ هزار واحد مستهلک می شود و با یک میلیون واحد ساخت سالانه، می توانیم ٤٠٠ هزار واحد ظرفیت اضافی تولید کنیم. در این رابطه پروژه های مسکن مهر متأسفانه اثر بسیار منفی اي را در سطح کشور گذاشته. ساختمان هایی که ساخته شده است گفته می شود هنوز به مرحله بهره برداری قرار نگرفته به بافت فرسوده پیوسته اند.

یعنی عمر مفیدشان فوق العاده پایین است و این میانگین عمر ساختمان در کشور را به شدت کم کردن داده هست. اگر به این محور نگاه کنیم یک نمره منفی قابل توجه به پروژه خواهیم داد. محور ششم، زیاد کردن درجه ایمنی ساختمان هاست. بعد از فاجعه دردناک ساختمان پلاسکو، که کل کشور را متأثر کرد، اين گونه مطرح شد كه از برج های بزرگ و گران قیمتی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران ساخته شده، فقط دو مورد ساختمان است که از نظر ایمنی در رتبه عالی هستند. مشخص است با این وضعیت، در سطح کشور خیلی مسئله داریم؛ چه رسد به بافت فرسوده و ساختمان های مسکن مهر، که در شرایط نامطلوب و نامرغوب ساخته شده. راجع به ایمنی ساختمان ها هم کاری نکرده ایم. فقط ساختمان ساخته مي شود و آمار پروژه های قابل افتتاح زیاد کردن پیدا مي کند.

در اين برنامه هم توصیه مثبتی نمی بینیم. محور هفتم بهینه سازی مصرف انرژی، در حوزه ساخت و دورانی است که ساختمان بهره برداری می شود. به طور طبیعی در کشوری که اتلاف منابع گسترده ای دارد و با پرسشها فراوانی مواجه هست، باید در ساخت و ساز مسکن به سمت بهینه سازی مصرف انرژی برویم. در این برنامه اقدامی در این باره پيش بيني نشده هست. خیلی از پروژه هایی که در بعضی مناطق ساخته شده، بعد از اینکه به مصرف کننده تحویل داده شده است دیوار را سوراخ کرده و لوله بخاری راه اندازی کرده اند؛ یعنی سازنده حتی جای لوله بخاری را هم آینده نگری نکرده هست. مشخص است که در این ساختمان میزان ایمنی و اتلاف انرژی تا چه حد خواهد بود. در این رابطه هم نمره منفی به این پروژه می دهیم.

نذری نگاه کردن در مسکن مهر

نام محور هشتم را «نگرش چندنسلی و برنامه جهت همه متقاضیان» گذاشته ام. افرادی که الان در شرایطی هستند که بتوانند در فهرست متقاضیان عضویت کنند، برگ برنده ای پیدا می کنند که دیگران نخواهند داشت و فقط فرزندان آنها مسکن مهر را از آنها به ارث خواهند برد. باید برنامه ای داشته باشید که فقط جهت یک نسل نباشد. دو سال قبل آقای آخوندی، وزیر فعلی راه و شهرسازی می گفتند باید در کشور دولت در این حد آماده خدمت گزاری باشد که به سؤال «چگونه می توانم مسکن بخرم؟» هر فردی پاسخ مناسب بدهد. به عبارتی سایتی در اینترنت وجود داشته باشد که حتی یک نوجوان ١٠ ساله هم بتواند به این سایت مراجعه کند و بگوید من می خواهم در آینده مسکن خریداری کنم، شما چه برنامه ای به من پیشنهاد می کنید و آن سیستم به او می گوید؛ شما فعلا حساب بانکی بعد انداز جوانان باز کن، بعد از دیپلم اطلاعات بعدی را به تو می دهیم.

نه اینکه فرد از حالا به عنوان کابوسی با این قضیه مواجه باشد که باز هم دولت مهرورز وارد میدان خواهد شد و پروژه ای به نام مسکن مهر مطرح خواهد کرد ومعلوم نيست من هم بتوانم در آن عضویت کنم یا نه. این نگاه مثل نذری نگاه کردن هست. کسانی که در محل هستند می توانند از غذای نذری استفاده کنند و براي کسانی که از گرد راه رسیده اند و متقاضی خواهند شد فکری نکرده ایم. متأسفانه بسیاری از واگذاری های مسکن در سال های اول انقلاب از این دست بود. امتیازي جهت کسانی که در آن وقت می توانستند متقاضی شوند فراهم شده، که دیگران باید ٧٠ سال تلاش کنند تا بتوانند جبرانش کنند. این نگاه به خاطر نبود نگرش بین نسلی هست.

خروج حرفه ای ها از بازار مسکن

نکته نهم، خروج حرفه ای ها از بازار مسکن هست. در طول سال های گذشته همه بسازبفروش و سازنده شده است اند. هرکسی در کنار فعالیت خودش، پروژه ساختمانی کوچک و بزرگ هم انجام داده هست. این نوع فضای ساخت وساز باعث شده است افراد غیرحرفه ای و آماتور وارد بازار شوند. طبعا اینها ساخت وسازشان غیرفنی بوده، نظارت خوبی انجام نشده و هزینه تولیدشان اوج بوده هست. سودشان هم قاعدتا کم بوده ولی به دليل اینکه در دوره ای قرار داشته اند که قیمت مسکن به شدت اوج می رفته، با همین ریخت و پاش ها هم سود زیادی کرده اند. در کشور ما، یکی از عالی ترین فعالان حوزه فرش، که تاجر بزرگی شده است و توانسته برندی را ایجاد کند، همین که منابع مالی و سرمایه ای به دست می آورد، بلافاصله پروژه ساخت وساز راه می اندازد. فرد دیگری که صورت ماندگار صنعت تولید کود و سم در کشور، کارآفرین موفق و توانمند است و کاملا سالم و بدون رانت کار می کند نيز در کنار فعالیت پرسود و پرارزش اجتماعی خودش کار ساخت وساز انجام می دهد.

یا سرمایه گذار معروفی که چندی پیش از زندان آزاد شد و معروف به عابربانک حوزه فوتبال هست، با اینکه فعالیتش کارخانه داری در حوزه ای دیگر بوده مدام صحبت از تجارت و خریدوفروش زمین و ساخت وساز می کند. به عبارت دیگر شرایط اقتصادی ما به گونه ای بوده که هر کارآفرین در حوزه خودش همین که پولی به دست آورده، دنبال این نبوده که ادغام افقی یا عمودی شکل دهد و فعالیتش را گسترش دهد؛ بلكه بلافاصله دنبال این بوده که فعالیتی در حوزه ساخت وساز داشته باشد. این هجوم گسترده در حوزه ساخت و ساز از یک طرف باعث ايجاد تورم شده است و مهم تر اینکه ساخت و ساز غیرحرفه ای شده است هست. یعنی افرادی وارد این حوزه شده است اند که این کاره نیستند. اینها به طور طبیعی آثار فنی، مالی و اقتصادی به بار مي آورد. محور دهم در پروژه مسكن مهر افزايش نقش سيستم بانكي در تأمين مالي خريداران مسكن هست. سيستم بانكي قاعدتا فقط به اين منظور تهيه نشده كه پول سپرده هاي كوچك مردم را جمع آوري كند و در اختيار مشتريان كلان خودش قرار دهد. در كشورهاي توسعه يافته شاخص «مانده تسهيلات بخش مسكن» نسبت به «كل تسهيلات بانكي» عدد بزرگي است.

اگر خاطرتان باشد ركودي كه در سال ٢٠٠٨ در آمريكا شروع شد از اينجا بود كه بانك ها در بخش تسهيلات مسكن سرمايه گذاري عظيمي كرده بودند و يكباره مثل بازي دومينو به تمام مؤسسات متفاوت مالي اعتباري انتقال یافته شد و ورشكستگي و ركود را به اقتصاد آمريكا و در سطح دنیا تحميل كرد. معمولا در اين كشورها در حد ٤٠ تا ٤٥ درصد در سال هاي قبل از اين ركود، «مانده تسهيلات بانكي» در اختيار بخش مسكن هست؛ يعني به حدي متقاضيان مسكن وجود دارند كه از بانك وام بگيرند و به جاي اينكه اجاره مسكن بدهند به طور طبيعي اقساط مسكن را مي پردازند؛ يعني عمده مشتري بانك ها انگار كساني هستند كه مي خواهند مسكن بخرند. درحالي كه در جامعه ما در آن وقت اين عدد پنج، شش درصد بيشتر نبود. هر كسي هم نتوانست اقساط را پرداخت كند، بانك ملك را تصرف كرده و در اختيار متقاضي ديگري با همان تسهيلات قرار مي دهد.

در اين رابطه برنامه مسكن مهر با عنايت به اينكه بانك ها را درگير كرد، مي تواند نكته مثبتي باشد، ولی درواقع امر درگير كردن سيستم بانكي با برنامه مسكن، حركتي مصنوعي هست؛ يعني اين طور نبوده كه بانك ها مسير استفاده تسهيلاتشان را عوض كنند، به جاي اينكه به مشتريان ميلياردي و كلان سرمايه دارها وام دهند يا حتي به سهام دارهاي خودشان وام دهند، اين پول را به سمت پروژه هاي ساخت و ساز مسكن و امثالهم برگردانند؛ بلكه سيستم بانكي را ملزم كرده كه از طريق چاپ اسكناس و دست كاري ها در نظام بانكي منابع فراوان پولي را به پروژه هاي مسكن مهر تزريق كند كه نتيجه اش تورم گسترده اي بود كه شكل گرفته هست. اين تئوري نكته مثبت دارد، ولی شيوه عملكرد بسيار مخرب بوده است.

حباب قيمت زمين شهري بايد از بین بردن شود

بند يازدهم از مباحث اين است كه برنامه بلندمدت مسكن در يك دهه ٢٠ ساله بايد در مسير كاهش هزينه توليد ساختمان پيامي داشته باشد و برگ برنده اي رو كند. اينجا مي توانيم در مورد صنعتي سازي بحث كنيم. ساخت وساز از صورت سنتي خارج شود و استفاده از مصالح جديد با فناوري هاي جديد براي ارزان كردن قيمت مسكن در دستور كار قرار گيرد، به گونه اي كه متقاضيان كم بضاعت هم بتوانند مسكن ارزان قيمت را خريداري كنند. اينجا به عبارتي بحث اين است كه كاهش هزينه توليد مسكن بايد از طريق صنعتي سازي اتفاق بيفتد. كار ديگري كه در جامعه ما بايد شكل بگيرد اين است كه حباب قيمت زمين شهري در كشور بايد از بین بردن شود. قيمت زمين شهري در جامعه ما در مقياس عظيمي اوج رفته است.

برنامه دولت دوازدهم در بخش مسكن و زمين

دولت دوازدهم اگر بخواهد برنامه جامع و بلندمدت براي مسكن طراحي كند، يكي از اولين قدم هايش بايد اين باشد كه به فكر كاهش قيمت زمين شهري و خارج كردن آن از بازار تجارت عظيمي كه شكل گرفته و باعث افزايش قيمت شده، شود. امروز متوجه شدم وعده هايي در رابطه با افزايش تسهيلات مسكن داده مي شود. در اين رابطه بايد اين نكته را گفت كه اگر در كشوري ببينيم يك سري سرمايه گذار كالايي مثل روغن نباتي را احتكار كرده و قيمت را اوج برده اند، با احتكار مبارزه مي كنيم يا به خريداران بالقوه روغن نباتي كه پول ندارند اين كالا را بخرند، وام مي دهيم كه روغن نباتي گران قيمت بخرند.

اگر به اينها براي خريد روغن نباتي وام بدهيم، برنده اين وام چه كسي است؟ مصرف كننده روغن نباتي يا احتكاركننده؟ قاعدتا احتكاركننده سود مي برد. افزايش وام مسكن نقشي از اين نوع دارد. در درجه اول برنده اين اتفاق كساني هستند كه قبلا در اين حوزه سرمايه گذاري كرده اند يا اشخاص و نهادها و بنگاه ها هستند. بخش مهم دارايي شهري در اختيار اين مجموعه هست. اگر قيمت زمين شهري اوج باشد، قيمت دارايي هاي آنها حفظ مي شود. درحالي كه براي كاهش هزينه توليد براي مسكن بايد صنعتي سازي و انبوه سازي اتفاق بيفتد و با نظارت و مديريت بهتر، قيمت تمام شده است مسكن كاهش پيدا كند. در اين رابطه هرچند برنامه مسكن مهر اين نگاه را داشته كه هزينه توليد كاهش پيدا كند و براي اين كار، به اين نكته توجه كرده كه گراني قيمت زمين، عامل افزايش قيمت مسكن هست، ولی راهش اين نبود كه در بيابان ها به مردم زمين بدهيم كه بسازند و بعد هم ديگر نتوانند به شهر برگردند.

بايد در همان زمين هاي شهري و بافت هاي فرسوده اين كار را انجام مي دادند. از طرف ديگر كاهش هزينه توليد غير از مسكن هم مورد توجه بود كه متأسفانه نگاهي كه گزینش شده است به كاهش قيمت مسكن و هزينه توليد مسكن به اين ترتيب بوده كه به عنوان نمونه مصالح كمي در مجتمع ها استفاده شده است و با كمترين امكانات و رفاه ممكن براي كاركنان ساخته شوند، حتي سازنده جاي لوله بخاري را هم متعهد نشده باشد كه قيمت كم شود. به عبارتي با يك نوع اقدام تخريبي، هزينه توليد مسكن را در مسكن مهر پايين آورديم، نه به صورت اصولي. نكته دوازدهم، مهار تقاضاي سفته بازانه و واسطه گري هست. مثل هر كالاي ديگري بايد بازار مسكن را ساماندهي كنيم به گونه اي كه توليدكنندگان و مصرف كنندگان واقعي در آن باشند و كسي به نيت احتكاركردن وارد اين بازار نشود. هرچند برنامه مسكن مهر در كل كشور چنين كاري نكرده، ولی در حوزه واگذاري ها، ماهيت اين برنامه نبود واسطه بازي بوده هست. نكته سيزدهم، تقويت بخش خصوصي سازنده و كاهش نقش دولت هست. به عبارتي، زماني در كشور ما بوده كه مشكل مسكن داشتيم و قرار بود مسكن ساخته شود.

برنامه جامعي كه تهيه مي شود قاعدتا بايد در اين مسير برود كه ممكن است دولت در ابتدا نقش بيشتري داشته باشد، ولی بايد به تدريج نقش دولت كاهش پيدا كند. به گونه اي كه دولت با سربلندي اعلام كند در وقت شروع برنامه، سهم دولت در بخش مسكن فلان قدر درصد بوده و الان سهمش كاهش پيدا كرده و بخش خصوصي اين كار را انجام مي دهد. بنا نيست بخش مسكن براي هميشه وبال گردن دولت باشد و دولت ها مدام با سهمي رو به فزوني در رابطه با تعهدات خودشان اين كار را انجام دهند. در اين رابطه مي بينيم دولت از ابتدا به طور جدي در قضيه مسكن مهر وارد شده؛ به عبارتي نقش دولت در تأمين مسكن را افزايش داده و اين افزايش هم پررنگ تر شده.

به عبارتي دولت يك سري برنامه ها و تعهدات گسترده را براي دولت هاي بعدي ايجاد كرده و باعث شده است دولت هاي بعدي مجبور به ادامه آن پروژه باشند. مسكن مهر دراين زمينه نمره منفي دارد چون در مسير برعكس حركت كرد. عنوان آخرين مورد، «ساماندهي کارها انساني» هست. يك توان عظيم و انگيزه قوي در جامعه وجود دارد براي حضور در فعاليت هاي اجتماعي و انسان دوستانه كه بايد ساماندهي شود. اگر ساماندهي نكنيم اين فعاليت به سمت برگزاري مراسم مذهبي مي رود. افراد خيري مي بينيم كه به عنوان نمونه مي خواهند كار خير انجام دهند در اعياد مذهبي، هزينه گزافي را به عنوان ريخت وپاش صرف مي كنند.

نبايد در جامعه اي كه امكانات عظيمي به صورت فعاليت هاي خيرخواهانه و انسان دوستانه مي تواند تقويت شود، در چنين مسيري وارد شود. سال هاست در جامعه «خيران مدرسه ساز» فعاليت مي كنند. تشكيلاتي به نام «خيران مسكن ساز» هم در اين سال ها شكل گرفته؛ ولی حضور محسوسي در جامعه ندارد. اگر دولتي بخواهد برنامه بلندمدت براي مسكن به ويژه در كشوري مثل ايران با همه كاستي هاي موجود، داشته باشد، بايد در اين رابطه حرفي براي گفتن داشته باشد و افراد خير را تشويق كند. نيكوكاري را تشويق كند كه خيلي از هزينه هايي كه به اشكال نامناسب به عنوان خيرات صرف مي شود، به سمت ساخت مسكن براي افراد نيازمند صرف شود

اخبار اقتصادی – شرق

واژه های کلیدی: پروژه | برنامه | میلیون | برنامه | ساختمان | برنامه ریزی | اخبار اقتصادی و بازرگانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs